تبليغاتX
مالکیت فکری - آیس پک با طعم ماهی گلی!
حقوق مالکیت فکری(معنوی)
  • زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی         ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

پرونده اول:

یکی دوسالی است که از تاسیس اولین شعبه های آیس پک میگذرد و البته به محض شروع به کار اولین شعبه های ان، سروکله مقلدان عزیز پدیدار گشت و در حال حاضر انواع و اقسام شعبه های آیس پک انار و مایوس قورباغه و... ایجاد شده اند. آیس پک ایرانی یک محصول کاملا ابتکاری و جدید است.آیس پک در کشورهای دیگر به بسته های یخی خاصی گفته می شود که برای کاهش درد و تورم استفاده می شود و اصلا یک محصول خوراکی نیست. سال پیش در یک سمینار مالکیت فکری شرکت کرده بودم که سخنران یک استاد دانشگاه انگلیسی بود. جمعی از مدعوین طبق روال معمول جوگیر شدن ایرانیها با دیدن یک فرنگی، به سخنران پیشنهاد کردند که بعد از سمینار بروند آیس پک خورون! سخنران هاج و واج به همه نگاه می کرد و شاید اگر گفته بودند بریم آدم خورون، کمتر تعجب میکرد!

یکی از پرونده های بحث برانگیز امروز، پرونده آیس پک است. مبتکران اولین آیس پک برای ثبت اسم و علامت آیس پک و جلوگیری از استفاده بدون مجوز دیگران اقامه دعوا کرده و تلاش زیادی کرده اند اما مساله ای که رسیدگی به این پرونده را با مشکل مواجه کرده است این است که به عقیده برخی  آیس پک یک اسم عام و کلی است و نمی توان به عنوان یک علامت تجاری انحصاری ثبت کرد.

توضیح:                               

علامت تجاری به هر علامتی گفته می شود که باعث معرفی و تمایز یک محصول یا کالا از سایر محصولات و خدمات مشابه شود. مثلا انواع یخچال یا کیف و کفش را از طریق علامت تجاری میتوان از هم تمایز داد. برای انتخاب یک علامت تجاری باید سه ویژگی را در نظر گرفت: جدید باشد، گمراه کننده نباشد و مشتری را به اشتباه نیاندازد، اسم عام نباشد. مثلا کلمه مداد یک اسم عام برای مداد است و نمیتوان علامت یا اسم تجاری یک نوع مداد رنگی را مداد انتخاب کرد چون اصلا باعث تمایز این مداد از سایر مدادهای تولیدی دیگر کارخانه ها نمیشود اما مثلا همین کلمه را میتوان به عنوان علامت تجاری یک نوع بستنی یا کفش و چیزهای دیگر انتخاب کرد چرا که اصلا لازم نیست هیچ ارتباط منطقی بین علامت انتخابی با محصول یا خدمتی که علامت برای آن به کار می رود وجود داشته باشد مثل تصویر دو اسب روی مداد.

وقتی کسی برای اولین بار یک علامت تجاری انتخاب میکند و با تلاش خود باعث  شناسایی یک محصول با آن علامت میشود لازم است صاحب ان علامت مورد حمایت قرار گیرد تا دیگران بدون مجوز از حاصل کار وی بهره برداری نکنند. این حمایت از طریق شاخه ای از مالکیت فکری به نام مالکیت صنعتی صورت می گیرد.

در پرونده آیس پک این ابهام وجود دارد که آیس پک با توجه به مفهومی که دارد یک اسم عام به معنای بستنی یا بسته یخی است یا میتواند با توجه به ابتکاری و جدید بودن آن یک اسم خاص باشد وتحت انحصار درآید؟ به نظر می رسد با توجه به اینکه آیس پک یک بسته یخ نیست بلکه یک نوع ابتکاری بستنی است ، اسم عام نباشد.

به هر حال نتیجه دعوای آیس پک هرچه باشد، مساله این است که یک اسم خاص برای یک محصول مخصوصا اگر آن محصول جدید باشد، باید سریع و به موقع ثبت شود و اگر دیر اقدام شود، هرچقدر هم خاص و جدید باشد ممکن است تبدیل به اسم عام شود و دیگر نتوان آن را به عنوان علامت انحصاری ثبت کرد. شاید بهتر بود صاحبان آیس پک قبل از هر تبلیغ و بازاریابی وعرضه محصول، اول به دنبال ثبت علامت خود می رفتند، آن هم در شهر شکموها – تهران – که یکی از مهمترین تفریحات مردم خوردن است، مخصوصا خوردن هرچیزی که عجیب و جدید باشد و به همین دلیل تا یک خوراکی جدید عرضه می شود و مورد استقبال قرار می گیرد فورا هزاران نفر از آن تقلید می کنند!!  

پرونده دوم:

اسفند، ماه بدوبدو کردنه، امسال از بس بدوبدو کرده ام رو به موتم، احساس میکنم بیشتر از هر سال به تعطیلات عید احتیاج دارم، خیلی خسته ام، خیلی،....شارژ تمام!

این چند وقت از در و دیوار رو سرم کار می ریخت: گزارشهای اداری، مقاله، طرح درس، موکلهای گریان و پرحرف، لایحه و دادخواست، دادگاه، مهمانهای ناخوانده، زنگ موبایل ، کارهای تمام نشدنی خانه و بچه و .... خیلی هم مدیون دستها و پاهای بیچاره ام هستم که در آستانه از کار افتادن هستند.

آنقدر سیمهای مغزم به هم پیچیده که گاهی یکی زنگ می زند و خودش رو معرفی می کند، هنگ میکنم و هر چه سلولهای خاکستری را می چلانم، چیزی یادم نمی آید!

بدوبدو کردن تو خیابونهای اسفندماه پایتخت هم جالبه و هم خسته کننده! خیابونها از ترافیک آدم و ماشین غوغاست، مغازه دارها و دستفروشها خودشون رو خفه کرده اند، از لاک پشت نینجان مینیاتوری تا ماهی جنگجو، از خاک تیله ای و ژله ای تا لیف حمام و دمپایی! خرید کیف و کفش و لباس، تو روزهای آخر سال، حماقت محض به نظر میرسد، خوشبختانه تمام خریدهای ضروری را همان دوهفته اول اسفند انجام داده ام و تنها در تدارک بستن باروبندیل رفتن به ولایت هستم و خونه تکونی هم که مال بعد از عید است ! البته بستن باروبندیل سفر دوهفته ای به ولایت آن هم توی عید که دائم باید از این خونه به اون خونه بری کار آسونی نیست مخصوصا که باید حواست به دونفر دیگه هم باشه! یه لیست بلندبالا از کارهایی که باید قبل از رفتن انجام داد مثل خالی کردن کل سطل آشغالهای خونه و شستن تمام ظرفها و خالی کردن قوری و... و یه لیست بلندتر از کل چیزهایی که باید با خودمون برداریم مثل دفترچه بیمه و مسواک و فلاسک چای  جوراب شلواری دخترم و شلوار ورزشی باباش و... می نویسم تا چیزی یادم نره!

همه مغازه ها، با ربط و بی ربط، از جگرکی تا مبل فروشی، کنار همه جنسهاشون بساط فروش ماهی گلی و سبزه عید و تخم مرغ رنگی راه انداخته اند. فقط جای یک آدم باذوق و بیکار با یک دوربین دیجیتالی خالی است...

آرایشگاهها خود حکایتی دیگر است. صاحب آرایشگاه میگه: خانوما تورو خدا همه کارهاتون رو نذارید شب عید وگرنه باید خیلی تو نوبت بشینید، پارسال آخرین مشتریها ساعت پنج صبح رفتند خونه! زنی که تازه با دخترش از راه رسیده و نای راه رفتن و حرف زدن را هم نداره با اشاره به سر و صورت وموهایش و گفتن کلماتی نامفهوم به زن آرایشگر می فهماند که موهایم رو بزن، مش کن و صورتم رو اصلاح کن. ههمین که اولین بند اصلاح به صورتش می خوره رنگش مثل گچ سفید میشه و از حال میره! دخترش همونطور که به صورت مادرش آب  می پاشه میگه: مامان از صبح چهارتا پتو شسته، شیشه هارو با هم پاک کردیم، الان هم موکتهارو خیس کرده ایم تا برگردیم و بشوریم! حال و روز بقیه زنها هم تعریف چندانی ندارد، له و لورده مثل گوشت کوبیده! چه ونوسیهای خسته ای! البته با این همه خستگی تو هیچ زمینه ای هم کوتاه نمی آیند، به قول معروف بکش ، خوشگلم کن!

دلم برای لمیدن تو خونه مامان وخوردن غذاهای خوشمزه و بوی پلوی زعفرونی و خوردن شیرینیهای تازه کماچ و کلمپه و قطاب و خوابیدن بدون ترس عقب افتادن از کارها و قرارهای روز بعد و خوندن رمان و مجله های نوروزی و دیدن فیلمها و سریالهای صدتایه غاز تنگ شده !

چقدر عید خوبه حتی اگر با چند کیلو اضافه وزن و چند تا جوش صورت لعنتی تموم بشه!

نتیجه اخلاقی: اگر تعطیلات عید نبود بعضیها قطعا از خستگی می مردند، مثل من!

عید همه مبارک!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03ساعت 11:0  توسط وکیل بانو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مالكيت فكري يك رشته تحصيلي ياشغلي صرف نيست كه فقط افراد خاصي با آن سروكار داشته باشند.مالكيت فكري با زندگي همه افراد جامعه ارتباط دارد. بارها ديده ايم سي دي فيلمي كه هنوز روي پرده سينماست ويا هنوز روي پرده سينما هم نرفته خيلي ارزانتر از بليط سينما به فروش مي رود! كاست صداي خواننده اي كه هنوز درحال مذاكره براي گرفتن مجوز فروش وپخش است در بازار پخش شده وخواننده بينوا دستش ازهمه جا كوتاه وتازه متهم به همكاري با بازار قاچاق است! شعري كه بدون بردن حتي نامي از شاعر ان بارها از راديو وتلويزيون خوانده مي شود، داستان يا مطلبي كه بدون اجازه نويسنده ان در روزنامه يا مجله اي چاپ مي شود، يا ازروي آن فيلم ساخته مي شود، كتابي كه بدون اطلاع مولف ان ترجمه مي شود و فراتر از محصولات فرهنگي، طرح وجنس خاص يك كاغذ ديواري، نام تجاري شركتي كه كت وشلوارهايي باطرح وجنس ويژه اي عرضه مي كند، دستور تهيه سس سالاد در يك رستوران معروف، كه جزو اسرار ان رستوران است وحتي ميمون موتورسوار روي بسته هاي چي توز نيزهمگي از موارد مرتبط با شاخه هاي مالكيت فكري اند.
يكي از فارغ التحصيلان رشته حقوق مالكيت فكري تصميم دارد دراين وبلاگ اطلاعات و تجربه هاي مختصر خود را در مورد مالكيت فكري، وكالت ومسائل ديگر حقوقي به نگارش دراورد.

پیوندهای روزانه
دستبرد ناشر به میراث مؤلف
ترجمه های یغما و یغمای ترجمه ها
انتفاضه اینترنتی
"غیرقابل پخش ها"ی سیما بلوتوث شد
شکایت از گروه Coldplay برای کپی بودن آهنگ viva la vida
تشکر پائولو کوئیلو از سارقان آثارش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
پیوندها
بي بي گل
دل نوشته هاي يك مادر
ابن محمود
يادداشت هاي يك دختر ترشيده
دانشگاه با طعم باران
مژگان بانو
زهرا
====حقوقي====
كانون وكلاي دادگستري
حقوق براي همه
سايت مالكيت فكري جهاد دانشگاهي
سايت دادخواهي
===========
جرس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM