![]() |
![]() |
|
| حقوق مالکیت فکری(معنوی) |
|
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست جای دعاست شاه من، بی تو مباد جای تو پرونده ویژه: دیدن سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) وشرکت در جلسات آن یکی از رویاهای رنگی من بود که هیچ وقت فکر نمی کردم به این زودی محقق شود! من اولین زن ایرانی بودم که به همراه هیات ایرانی در هفدهمین اجلاس کمیته دائم کپی رایت و حقوق مرتبط شرکت کردم. تا آخرین لحظات هم که سوار هواپیمای ترکیه می شدیم تا به استانبول واز آنجا به ژنو، مقر سازمان وایپو برویم و حتی الان که یکی دو هفته است برگشته ام هنوز هم باورش برایم مشکل است.اینکه ازطرف کجا و با چه عنوانی و به کمک چه دوستانی رفتم ، بماند! شهر ژنو: ژنو تکه ای کوچک از بهشت است. انبوه درختان سبز،زرد،قرمز و نارنجی اولین چیزی است که در همه جا خودنمایی می کند.خیابانها وکوچه های سنگفرش قدیمی در کنار خیابانهای جدید وبزرگراهها، ساختمانهای قدیمی و جدید،مجسمه های کوچک وبزرگ همه طوری با هماهنگی کنار هم چیده شده اند که هیچ چیزی چشم را آزار نمی دهد و خسته نمی کند.از تابلوی مغازه هاوفروشگاهها گرفته تارنگ ساختمانها و خانه ها و جدول خیابانها در عین تنوع هیچ بی سلیقگی و آشفتگی دیده نمی شود. آنجا یاد تهران و شهرهای ایران افتادم، تابلوهای رنگارنگ و بزرگ و کوچک مغازه ها و فروشگاهها،برج های غول آسا در کنار خانه ها و آپارتمانهای کوچک، جدولهای رنگارنگ خیابانها...تازه می فهمم آلودگی تصویری را هم باید به بقیه آلودگیهای شهرهای ایران افزود! هوای ژنو خنک،کاملا تمیز و پاییزی بود.بوی جنگلهای شمال خودمان را می داد.مهمترین امتیاز این شهر دریاچه زیبای لمان است که تقریبا در مرکز شهر قرار دارد.دریاچه پراز قوهای زیبا و مرغابیهای رنگارنگ، کشتیهای تفریحی و قایق های مسافربری است با اینحال آب آن از اشک چشم هم تمیزتراست طوری که حتی سنگریزه های کف دریاچه را هم می توان دید!در قسمتی از دریاچه بزرگترین فواره دنیا را می توان دید، و در سمت دیگر آن قبر و مجسمه ژان ژاک روسو وسط یک جزیره کوچک دیده می شود.بعد از درخت،مجسمه و پرچم در همه جای ژنو زیاد دیده می شود. اکثر مردم با وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس و قطار برقی جابجا می شوند.همان روز اول که رسیدیم با دادن مبلغی پول و یک عدد عکس کارتی خریدیم که با آن در مدت اقامتمان می توانستیم هر چقدر که خواستیم سوار اتوبوس و حتی قایق شویم.و البته اصلا لازم نبود کارت یا بلیط اتوبوس را به راننده نشان دهیم،فقط می بایست همراهمان باشد تا اگر پلیس خواست نشان دهیم. یعنی اصل بر اعتماد به مردم است و البته مردم هم بهیچ وجه سواستفاده نمی کنند وشاید هم به خاطر سیستم کنترل و نظارت پیشرفته اشان است که کسی جرات تخلف ندارد.پلیس خیلی کم توی شهر دیده می شود و البته تاکسی! اصلا مسافربر شخصی وجود ندارد، مثلا یکی کنار خیابان داد بکشد :دریاچه لمان دو نفر! ژنو فروشگاههای بزرگ زیادی مثل بالکسر و منور دارد که تزئینات ویترین ها و داخل آنها مخصوصا اسباب بازی فروشی ها فوق العاده است.تزئینات درخت کریسمس را هم همه جا می فروختند:حبابهای رنگی، بلورهای برف،فرشته های کوچک بالدار،گوزن های طلایی و... انواع و اقسام میوه ها وسبزیهای عجیب و غریب،پنیرهای مختلف، پیتزاها و نانهای رنگارنگ، شیرینیهای زیبا و جالب والبته شکلاتها و قهوه های مختلف را می شود دید و البته قیمتها سرسام آوراست! و تقریبا باید فکر یک خرید حسابی را از سر بیرون کرد. مردم ژنو: مردم آرام،مودب وسربزیر که کاری به کار هیچ کس ندارند. از همه مردم دنیا می توان یک نمونه اش راهم در ژنو دید:سفید،سیاه،عرب،عجم،کوتاه،بلند،مسلمان،یهودی،مسیحی و...پوشش مردم زیاد فرقی با با پوشش مردم خودمان در ایران ندارد فقط چند درجه ساده تر و معمولی تر،مثلا یک دفعه یکی با پالتوی سبز قورباغه ای یا کفش قرمز گوجه ای نمی بینی! عجیب مردم آرامی هستند وشهر آرامی هم دارند،دریغ از یک صدای بوق یا یک آژیر دزدگیر ماشین یا یک درگیری و فحش کاری ساده! گوش آدم یک استراحت حسابی می کند. آلودگی صوتی صفر! زبان اصلی مردم فرانسوی است اما اکثرا انگلیسی هم بلدند و اگر از آنها سوالی بکنی با خوشرویی پاسخ می دهند. هیچ کس به خاطر نوع پوششت بهت زل نمی زند. عجیب تر از همه این بود که هیچ دختر یا زن جوانی را با آرایش نمی دیدی! آرایش را فقط در حد یک رژلب یا سایه چشم روی صورت پیرزن ها وزنهای پنجاه سال به بالامی شد دید. هیچ کس هم مدل موی سیخ سیخی و تیغ تیغی نداشت. هیچ آدم الاف و بیکار وهیچ گدایی هم نمی دیدی. ساعت هفت ونیم شب تقریبا همه جا تعطیل می شود و جاهای خاصی مثل رستورانها باز است. وایپو: وایپو یا سازمان جهانی مالکیت فکری ساختمان بلند و مجهزی در یکی از میدانهای وسیع ژنو است که اطراف آن چندین سازمان بین المللی دیگر واز جمله سازمان ملل مستقر هستند. وایپو محل برگزاری اجلاسهای کشورهای مختلف دنیا بر سر مسائل مربوط به حقوق مالکیت فکری است وایران نیز اگرچه به بسیاری از کنوانسیونهای آن نپیوسته است اما از اعضای فعال وتاثیرگذار آن است چراکه کشورها می توانند عضو وایپو باشند بدون اینکه مجبور باشند همه معاهدات آن را بپذیرند. در حال حاضر بیشتر مباحث کمیته دائم بر سر حقوق سازمانهای پخش رادیو تلویزیونی است . سردر ورودی وایپو پرچم های رنگارنگ کشورهای مختلف دنیا نصب شده است. در سالن ورودی آثار هنری چندین کشور دنیا از جمله ایران و چین و حتی یک تکه سنگ از کره ماه توی محفظه های شیشه ای نگهداری می شود. جلوی همه درها نگهبان و دوربین قرار دارد.سالن اجلاس به شکل نیم دایره بزرگی است و نمایندگان کشورهای مختلف به ترتیب الفبا پشت میزهای خود می نشینند که نمایندگان آمریکا دقیقا ردیف جلوی ما قرار داشتند.تعداد خانمها و اقایان تقریبا برابر بود و اکثریت حقوقدان وکیل یا استاد دانشگاه بودند.خیلی از آنها وقتی می دیدند بالاخره هیات ایران هم یک خانم حقوقدان وکیل به همراه دارد متعجب و خوشحال می شدند وبامن درباره ایران و خودم صحبت می کردند .یکی از نمایندگان آلمان با خوشرویی به استقبال من آمد و گفت که خانم شیرازی دارد ولی تا حالا ایران را ندیده است.نمایندگان سازمانهای غیردولتی هم خیلی دوروبر ما می پلکیدند که بنا به مصالحی نمی بایست زیاد تحویلشون بگیریم.بیشتر کشورها با انتخاب یک سرگروه از بین کشورهای قاره خودشان نظرات خود را توسط سرگروه اعلام می کردند.نماینده گروه آسیا پاکستان بود.نماینده گروه آفریقا یک خانم مسلمان الجزایری بود که خیلی هم فعال بود. نماینده گروه اروپا هم یک خانم فرانسوی بود.برخی کشورها مثل برزیل ،شیلی،آمریکا ومکزیک مرتب اظهارنظر می کردند و البته گاهی با قلدری همراه بود. جلسات از ساعت ده صبح تا یک ونیم بعدازظهر و ازسه عصر تا شش ونیم ادامه داشت والبته از پذیرایی هم خبری نبود! فقط زمان استراحت قهوه می فروختند! ریاست جلسه با نماینده فنلاند بود که خیلی آرام و مودب جلسه را اداره می کرد. روز آخر متن مذاکرات چندروزه اجلاس که در مورد حقوق اجراکنندگان،حقوق افراد نابینا ودارای مشکلات بصری در رابطه با مالکیت فکری،حقوق سازمانهای پخش و...بود در اختیار همه قرار گرفت که روی واژه واژه آن بحث شدو اصلاح گردید. هرروز موقع رفتن به وایپو اعضای سازمان مجاهدین خلق را هم جلوی سازمان ملل می دیدیم که برای خودشان جلسات سخنرانی و اعتراض داشتند. می گفتند الان چند ماهه که اینها هرروز از صبح تا شب اینجا تحصن کرده اند! پایان سفر: شهر زیبا و آرام ژنو وسازمان وایپو را بدرود گفتیم وبا کلی فکر و طرح جدید به ایران برگشتیم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/08/28ساعت 19:49 توسط وکیل بانو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مالكيت فكري يك رشته تحصيلي ياشغلي صرف نيست كه فقط افراد خاصي با آن سروكار داشته باشند.مالكيت فكري با زندگي همه افراد جامعه ارتباط دارد. بارها ديده ايم سي دي فيلمي كه هنوز روي پرده سينماست ويا هنوز روي پرده سينما هم نرفته خيلي ارزانتر از بليط سينما به فروش مي رود! كاست صداي خواننده اي كه هنوز درحال مذاكره براي گرفتن مجوز فروش وپخش است در بازار پخش شده وخواننده بينوا دستش ازهمه جا كوتاه وتازه متهم به همكاري با بازار قاچاق است! شعري كه بدون بردن حتي نامي از شاعر ان بارها از راديو وتلويزيون خوانده مي شود، داستان يا مطلبي كه بدون اجازه نويسنده ان در روزنامه يا مجله اي چاپ مي شود، يا ازروي آن فيلم ساخته مي شود، كتابي كه بدون اطلاع مولف ان ترجمه مي شود و فراتر از محصولات فرهنگي، طرح وجنس خاص يك كاغذ ديواري، نام تجاري شركتي كه كت وشلوارهايي باطرح وجنس ويژه اي عرضه مي كند، دستور تهيه سس سالاد در يك رستوران معروف، كه جزو اسرار ان رستوران است وحتي ميمون موتورسوار روي بسته هاي چي توز نيزهمگي از موارد مرتبط با شاخه هاي مالكيت فكري اند.
يكي از فارغ التحصيلان رشته حقوق مالكيت فكري تصميم دارد دراين وبلاگ اطلاعات و تجربه هاي مختصر خود را در مورد مالكيت فكري، وكالت ومسائل ديگر حقوقي به نگارش دراورد. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
|
RSS
|