تبليغاتX
مالکیت فکری
حقوق مالکیت فکری(معنوی)

صد ملك دل به نيم نظر مي توان خريد    خوبان در اين معامله تقصير مي كنند

 پرونده اول: سوء استفاده آمریکایی از کپی رایت 

 راجر نلسون خواننده آمریکایی پاپ از آی.رایت بورینگ نویسنده آمریکایی به خاطر نوشتن دو واژه خاص در یک جمله به بهانه حق مولف شکایت کرد.

این خواننده راک و پاپ آمریکایی از سال 1984 در پی بازی در فیلمی با نام "باران ارغوانی" و خواندن ترانه ای به همین نام در این فیلم حقوق استفاده از این عبارت و نیز استفاده از واژه های "باران" و "ارغوانی" را به هر شکلی خریده بود و طبق قوانین حقوق مولف حق تعقیب قضایی هر گونه استفاده از این واژه ها را در هر گونه اثر ادبی و نوشتاری و غیر آن را در هرشکلی در کنار هم در اختیار دارد. نلسون که در دنیای موسیقی به نام "پرینس" شهرت دارد ادعا کرده که بورینگ برنده پولیتزر ادبی سالهای دور در جدیدترین رمان خود واژه های باران و ارغوانی را در یک جمله واحد استفاده کرده و این در تضاد کامل با حقوق مولف قرار دارد و نویسنده یاد شده از او برای نوشتن این جمله اجازه نگرفته است.تک جمله ای که نلسون 60 ساله را برای تعقیب قضایی بورینگ برانگیخته به این شرح است: "پنجره را رو به باران نرمی گشودم که بر موج ارغوانی گلهای باغم می‌بارید."

به گزارش مهر به نقل از فیوچرآپدیت، نلسون 50 ساله به چنین حرکات و شکایاتی در میان هنرمندان شهره است. وی در سال‌های اخیر در حضیض محبوبیت و آستانه فراموشی هرازگاهی با شکایات این چنینی از افراد حقیقی و حقوقی از کارخانه‌های شکلات‌سازی تا ترانه سرایان و نویسندگان سعی می‌کند همچون سال‌های دور جوانی خود را در صدر اخبار و حواشی دنیای هنر زنده نگه دارد.

توضيح:مالكيت ادبي هنري يكي از شاخه هاي مالكيت فكري است كه از آثار ادبي هنري حمايت مي كند. بديع و ابتكاري بودن اثر شرط مهم برخورداري از حمايت است لذا كسي كه دقيقا از اثر ادبي يا هنري كسي تقليد وكپي كند حقوق مولف اول را نقض كرده است. البته مي توان با بهره گيري از آثار ديگران آثاري جديد و بديع ايجاد كرد كه خود مورد حمايت مالكيت فكري قرار گيرند منتهي اين كار در بسياري موارد مستلزم گرفتن اجازه از مولف اثر اول، ذكر منابع و نام مولف و ...مي باشد كه نمونه آن تصويرسازي براي يك داستان، ترجمه يك اثر، نوشتن فيلمنامه از روي يك رمان و....است.

يك واژه ابداعي واحد كه به خودي خود معنايي نداشته باشد به ندرت مورد حمايت قرار مي گيرد، مثلا در پرونده اي شركت "اكسون" در برابر بيمه "اكسون" اقامه دعوا كرده بود مبني براينكه اين شركت با صرف وقت و هزينه بسيار واژه اكسون را براي خود ابداع كرده است اما بيمه بدون كسب هيچ مجوزي آن را براي خود برگزيده است. دادگاه  اعلام كرد اكسون اگرچه واژه اي ابداعي است اما نمي توان آنرا به عنوان يك اثر ادبي هنري مورد حمايت قرار داد. در واقع اين نوع مواردي را مي توان براساس قوانين حمايت از علائم تجاري، شهرت تجاري، رقابت غيرمنصفانه و...كه خود زيرمجموعه هاي مالكيت فكري اند مورد حمايت قرار داد. "باران ارغواني" را  به اين دليل كه از تركيب دو واژه وبا ابتكار مولف ايجاد شده می توان يك اثر محسوب كردُ که در این پرونده هم شاکی این ترکیب را به عنوان یک اثر ادبی ثبت کرده است منتهی نحوه استفاده متهم به گونه ای نبوده که بتوان گفت نیاز به مجوز وی داشته باشد.

نتيجه اخلاقي:عجب آدماي بيكاري اونور دنيا پيدا مي شه!

پرونده دوم:هيچ وقت فكر نمي كردم براي گرفتن مجوز وكالت از كانون وكلا بايد از هفتاد  خوان رستم گذشت و هنوز هم فكر نمي كنم هيچ سازمان، ارگان و دانشگاهي براي دادن هيچ مدركي اين همه سختگيري كند:امتحان ورودي كه از قبولي در فوق ليسانس هم سخت تر است،درصورت قبولي، بيش از نصف روز پركردن حدود صدتا فرم مختلف شامل تمام مشخصات از وزن زمان تولد گرفته تا زمان تقريبي وفات!

اخذ گواهي عدم سوء پيشينه از اداره تشخيص هويت ، اخذ گواهي عدم اعتياد از پزشكي قانوني (در حاليكه درب توالت باز است و ماموري معذور روبروي در نشسته وبه شما زل زده است!) واخذ چند گواهي ديگر،دو سال كارآموزي شامل نوشتن خلاصه پرونده ها، شركت در جلسات دادگاه، گرفتن امضا از قاضي، تمديد پروانه كارآموزي، قبض هاي صندوق حمايت و ...

مرحله امتحان اختبار كتبي يا به عبارتي خرزدن تا تواني به بازوي خويش! سه روز از صبح تا شب! اين امتحان مثل امتحانهاي سازمانهاي سيا و موساد( اگر امتحاني داشته باشند) با تدابير شديد امنيتي برگزار مي شود. بعد از اين مرحله احتمالا يك سال از عمر كارآموز بيچاره كم شده است، به دلايلي متعدد و از جمله مساله هاي پدر در بياري كه موجب مي شوند  تعداد متنابهي از سلولهاي خاكستري مغز منفجر ونابود شوند...

مرحله يه لنگه پا يا اختبار شفاهي كه حدود دوماه طول مي كشد. هرهفته بايد كفش و كلاه كرده و ساعتها پشت در اتاق هاي كانون وكلا يه لنگه پا ايستاد تا نوبت امتحان دادن برسد و البته امتحان گروهي است و هر چند نفر با هم وارد اتاق مي شوند و يك استاد محترم حقوق كه وكيل و پابه سن گذاشته هم باشد امتحان مي گيرد، دراين مرحله هم احتمالا شش ماه الي يك سال از عمر كارآموزان كاسته مي شود كه به دلايلي مثل استرس، روي پاايستادن، فك زدن برسر سوالات بابقيه و... مي باشد، بماند كه بسياري از آقايون كارآموز به مدد اجباري بودن كت وشلوار وبرخي خانمهاي كارآموز به مدد آدامس جويدن هاي مكرر آنجنان با اعتماد به نفس قيافه مي گيرندكه گويي علامه دهرند! ووقتي با آنها هم گروه شدي، مي بيني چطور جلوي استاد صداشون مي لرزد وجوابهاي بي ربطي تو مايه هاي كله پاچه و حليم بادمجون مي دهند!

در صورت قبولي در كل مراحل بالا پروانه وكالت پايه يك معادل اتم شكافي آكسفورد اعطا مي گردد!

توضيح:استانهاي يزد، كرمان و سيستان بلوچستان كانون وكلا ندارند و امتحانشان با كانون تهران برگزار مي شود و حدود سه ماه بايد اين همه راه را براي دادن هر امتحاني بيايند و بروند. معلوم نيست چه تفكري پشت اين سيستم معقول امتحاني! نهفته است؟ رفت وآمد و شركت در اين همه امتحان براي كارآموزان تهراني هم كلي دردسر دارد تا چه رسد به آنها كه از شهرستان مي آيند. چند روز پيش از يكي از امتحانها ي شفاهي كه تا شب طول كشيده بود برمي گشتم وهيچ وسيله اي كه به مسيرم بخورد پيدا نمي كردم، اينكه با چه مكافاتي به خانه رسيدم بماند،كلي خودم را نفرين كردم كه اين هم شد زندگي! حتي به سرم زده بود همه كتابهاي قانونم رو آتش بزنم!

نتيجه اخلاقي:آقايون نخوانند(خانمها رو چه به كار بيرون!همون قرمه سبزي بپزند وظرف بشورند و لباس اتو كنند براي هفتاد پشتشون بسه!)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23ساعت 23:50  توسط وکیل بانو | 

 اوقات خوش آن بود که بادوست بسر شد    باقی همه بی حاصلی وبی ثمری بود 

پرونده اول:  شكايت از محسن نامجو به اتهام توهين به آيات قرآن

 آفتاب: عباس سليمی، از چهره‌های شناخته‌شده‌ قرآنی، از محسن نامجو به دليل آنچه آن را «قرائت توهين‌آميز آياتی از قرآن و انتشار آن» دانسته، به دادستان عمومی انقلاب شكايت كرد. چندی پيش قطعه‌ای موسيقی از محسن نامجو در سايت‌های اينترنتی منتشر شد كه در آن آيه‌هايی از قرآن به شكلی غيرمتعارف قرائت شده‌بود.

عباس سليمی،در شكواييه‌ای كه تقديم مرتضوی، دادستان عمومی و انقلاب تهران كرده‌است، خواستار رسيدگی به اين توهين و مجازات خاطی شده‌است. در پی این شکایت  ‌محسن نامجو طی نامه‌ای عذرخواهی خود را اعلام کرد. در قسمتي از نامه  وي آمده است:‌من بزرگ‌ترین ضرر و زیان را از طریق سایت‌های اینترنتی كه هیچ‌كدام متعلق به من نیست،‌ دیده‌ام و چندین‌بار برای پخش شدن غیرقانونی كارهایم توسط مخاطبان ناشناس، ‌مجبور به توضیح رسمی یا غیر رسمی شده‌ام. باور كنید كه نه من و نه حتی مراجع دولتی نمی‌توانند روی این سایت‌های ریز و درشت كنترل داشته باشند. هنوز هم تمام هستی و نیستی ما با قیمت ۳۸۰۰ تومان در بعضی از این وب‌سایت‌ها به فروش می‌رسد و سودش در جیب عده‌ای ناشناس می‌رود، اضافه می‌كنم كه هیچ‌گاه و به هیچ دلیل، ‌من نه قصد اشاعه چنین قطعه‌ای را داشتم و نه تا جایی كه توانایی‌ام رسیده اجازه آن را به كسی داده‌ام. برادر عزیز، ‌شما خودتان قضاوت كنید، ‌مگر كدام ما ضامن پاسخگویی به تمام تجربیاتی كه در خلوت شخصی‌ و منزل شخصی ‌انجام می‌دهیم، هستیم؟ این جهنمی است كه دنیای رسانه برای ما ایجاد می‌كند و سوءتفاهمی به این بزرگی را موجب می‌شود.حدود سه‌سال از ضبط این تجربه نامیمون می‌گذرد و اینكه اخیرا به گوش شما رسیده ‌نشان‌دهنده آن است كه در تمام این سه‌سال دوستان یا حتی دشمنان من كه كپی این قطعه به دست‌شان رسیده است، ‌برای رعایت حریم مسلمانی از نشر آن در جامعه جلوگیری كرده‌اند. آن سایت اینترنتی كه اخیرا موجب پخش این قطعه‌شده ‌متعلق به من نیست و سرپرست این سایت كاملا برای من ناشناس است و حدس می‌زنم كه با این كار بیشتر از اینكه دلش برای مسلمانی بتپد، ‌سعی در خراب كردن نام و وجه بنده كمترین را داشته است. آقای سلیمی عزیز، ‌بدین‌وسیله خواهش می‌كنم بعد از دریافت این عذرخواهی رسمی كه رو به تمام ملت ایران است،  (اصل مطلب در سایت نامجو)

توضيح: اجراكنندگان گروهي از ذينفعان حقوق مالكيت فكري اند. خوانندگان، نوازندگان، بازيگران و همه كساني كه با خلاقيت و ابتكارآثار ادبي هنري رااجرا مي كنند، اجراكننده محسوب مي شوند. ازجمله حقوقي كه اسناد بين المللي و قوانين بسياري از كشورها براي اجراكنندگان مقرركرده اند حق ضبط اجراهاي زنده و جلوگيري از ضبط بدون مجوز آن توسط ديگران است. هيچ كس حق ندارد بدون مجوز اجراكننده، اجراي وي را ضبط و از آن بهره برداري كند. البته ضبط اجراي يك اجراكننده بدون مجوز وي براي استفاده خصوصي وشخصي به طور محدود بلامانع بوده و جزو استثنائات حقوق مالكيت فكري محسوب مي شود.محسن نامجو يك اجراكننده محسوب مي شود. وي همچون هرخواننده ديگري حق دارد درخلوت خصوصي خود اجراي يك اثر را بارها به شيوه هاي مختلف تمرين كند تا به شيوه اجراي مطلوب دست پيدا كند. اينكه نوع اجراي وي مذموم بوده و گناه محسوب مي شود به روابط خودش وخدايش مربوط مي شود، مخصوصا كه وي بارها تاكيد كرده كه بهيچ وجه قصد عرضه و پخش چنين اثري را نداشته است، ومساله اين است كه هرنوع اجراي ديگر هم اگر بدون مجوز ضبط و پخش شود، اجراكننده حق دارد عليه كسي كه اين كار را كرده اقامه دعوا كند. محسن چاوشي آهنگساز و خواننده اي است كه طي اين سالها بارها آهنگها و صدايش بدون مجوز وي روي اينترنت قرار گرفته است وحتي خواننده اي ديگر بدون مجوز وي روي آنها همخواني كرده است. ساخت هر اثري از يك اجرا، همچون ساخت كليپ براي آثار خوانندگان و پخش راديوتلويزيوني آن نيز بايد با اجازه اجراكننده باشد كه معمولا در كشور ما اصلا رعايت نمي شود.متاسفانه در قوانين كنوني  ما به صراحت از حقوق اجراكنندگان نامي به ميان نيامده و در بسياري موارد دست آنها از هرجا كوتاه است و به سختي مي توان باكمك قوانين مختلف ازجمله قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان از  آنها حمايت كرد. پيش نويس قانون حمايت از مالكيت ادبي هنري كه در دست بررسي و تدوين است به صراحت از اجراكنندگان نام برده است و همچون قوانين بسياري از كشورهاي پيشرفته حقوق متعددي را براي اين گروه برشمرده است كه با تصويب آن بسياري از مشكلات حقوقي حمايت از اجراكنندگان حل مي شود.

 پرونده دوم: سريال روز حسرت هم به پايان رسيد.

توضيح: به ايرادات ومحاسن اين سريال كاري ندارم. نكته قابل توجه در آن براي من نقش مثبت يك وكيل بود. تاكنون در بيشتر سريال ها و فيلمها، وكلا نقش منفي داشته اند: كلاهبردار، حقه باز، آب زيركاه و....شايد تعداد چنين وكلايي كم نباشد اما تعداد وكلايي كه به معناي واقعي انسانند نيز كم نيست مضافا براينكه در هر صنفي خوب و بد وجود دارد. فمينيست نيستم اما واقعا در بين وكلاي خانم بيشتر ميتوان وكلاي منصف و دلسوز پيدا كرد وبيشتر اين وكلاي آقا هستند كه...بماند!! شايد به همين دليل براي يكبارهم كه بعد از عمري خواستند يك وكيل خيلي خوب و انسان را نشان دهند ، فكر كردند اگر خانم باشد، باورپذيرتر است!! و البته اينبار آنقدر در خوبي آن غلو كردند، كه باورش مشكل بود! مادرشوهري كه دائم قربان صدقه عروس افليج  يا زن صيغه اي پسرش برود واقعا پديده نادري است !!

نتيجه اخلاقي: ۱- زنها فرشته اند!     ۲- هميشه پاي يك زن درميان است!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 19:48  توسط وکیل بانو | 

رقیب آزارها فرمود وجای آشتی نگذاشت      مگرآه سحرخیزان سوی گردون نخواهدشد

پرونده اول:

کتاب نیوز: "محمدرضا بایرامی" نسبت به ترجمه‌ی غیرقانونی آثارش، ساختن بدون اجازه‌ی فیلم از آن‌ها و همچنین پرداخت نشدن حق‌التألیفش اعتراض کرد. این نویسنده اظهار کرد: «دو تا از کتاب‌هایم با عنوان "سه روایت از یک مرد" و "مرغ‌های دریایی"، بدون اجازه‌ی مؤلف، توسط ناشر ایرانی اثر، نشر شاهد، با همکاری نشر بنیاد الهادی در خارج از کشور، ترجمه و منتشر شده‌اند؛ در شرایطی که حتا در ترجمه‌ی اثر، نامی از نویسنده به میان نیامده و این خلافی آشکار است که صورت گرفته است.»

بایرامی با بیان این‌که به‌عنوان نویسنده کاری از دستش بر نمی‌آید، افزود: «من از طریق اخبار منتشرشده اطلاع پیدا کردم این دو اثر به زبان عربی ترجمه شده‌اند. با ناشر تماس گرفتم؛ اما ناشر تنها کاری که کرد، بعد از مدت‌ها وقفه، دو نسخه از ترجمه‌ی کتاب را برایم فرستاد ، ناشر ایرانی این اثر نشر شاهد است که دولتی است و هرچه اعتراض کرده‌ام، هیچ توجهی نشده ، دو نسخه‌ای را که نیز برایم فرستادند، درنهایت پس از تماس من و مثلا برای دلجویی بود؛ وگرنه این زحمت را هم به خودشان نمی‌دادند.این نویسنده درباره‌ی پیگیری حقوقی این مسأله تصریح کرد: «ما در دستگاه قضایی هیچ مرجع مشخصی برای پیگیری این امر نداریم و قاعدتا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک چنین جایی دارد به عنوان هیأت حل اختلاف ناشر و نویسنده و از این قبیل چیزها، که عملا هیچ اتفاقی نمی‌افتد. کما این‌که از روی آثارم فیلم ساخته شد و نامه‌نگاری‌هایم هیچ نتیجه‌ای نداد. از سازنده‌ی فیلم "دخیل"، داریوش یاری، و تهیه‌کننده‌ی فیلم، عبدالله اسفندیاری، شکایت کردم و خانه‌ی سینما سه سال است که مرا سر می‌دواند و یک‌بار هم حکم شگفت‌انگیزی داد که حالا این‌ها به فکرشان رسیده و تو مگر طلب‌کاری؟

او همچنین گفت:. از جاهایی که انتظار نمی‌رود، شأن نویسندگان حفظ می‌شود. یادم هست وقتی کتاب "کوه مرا صدا زد" در آلمان ترجمه شد، ناشر آلمانی برایم قرارداد فرستاد؛ اما درباره‌ی کتاب "شب‌های بمباران" که پیش از این به عربی ترجمه شد، نامی از نویسنده و حقوق مادی و معنوی آن در میان نبود. (خبرهای مرتبط سرقت یا سو’ تفاهم؟)

 توضيح: يكي از انواع حقوق يك مولف نسبت به اثر خود، حق ترجمه اثر به زبان خارجي وبهره برداري ازآن است. هيچ كس حق ندارد بدون مجوز مولف، اثراورابه زبان خارجي ترجمه وازآن بهره برداري كند.ساخت فيلم يا هراثر ديگرازروي يك اثر نيز بايد با مجوز مولف اثرباشد.  قانون حمايت حقوق مولفان ومصنفان وهنرمندان نيزدر ماده 5،حق ترجمه اثرراجزو حقوق يك مولف ذكر كرده است.

يك مولف علاوه برحق ترجمه اثركه يك حق مادي است، ازحقوق معنوي نيز نسبت به اثرخود برخوردار است كه مهمترين آنها حق حرمت نام وعنوان مولف اثراست به اين معنا كه انتشار يك اثر بدون نام پديدآورنده يابانام ديگري ممنوع است كه حق مذكورنيز در ماده 18 قانون حمايت حقوق مولفان ومصنفان و هنرمندان مورد حمايت قرارگرفته است.براساس قانون مذكور، مجازات افرادي كه بدون مجوز مولف دست به ترجمه وانتشار اثري مي زنند ويابدون ذكر نام مولف يا بانام ديگري اثررامنتشر مي كنند حبس تاديبي، جبران خسارات شاكي خصوصي، ضبط اثر و جلوگيري ازپخش و عرضه آن است و البته اين امر مستلزم اين است كه شاكي خصوصي شكايت كند.

پرونده دوم:

 موقع نوشتن پايان نامه فوق ليسانس كه دربدر دنبال منبع بودم، همكلاسي داشتم كه به مدد بدقوليها ونامرديهايش وبه قول معروف عدوشود سبب خير...با وكيل ومحقق محترمي آشنا شدم كه سخاوتمندانه وبدون هيچ چشمداشتي منابع ناب ودست اولي رادراختيارم گذاشت. موضوع پايان نامه كاملا جديد بود وتاآن موقع كسي روي آن كار نكرده بود و اتفاقا بانمره عالي هم پذيرفته شد. مدتي بود كه درحال بازنويسي و تكميل آن بودم تا به صورت كتاب چاپ شود كه امروز درجايي ديدم همان همكلاسي عزيز! كل پايان نامه را مثل جگر ليلي پاره پاره كرده و با جابجا كردن مطالب و افزودن مطالب قلوه كن شده از پايان نامه هاي بقيه همكلاسيها يك اثر تحقيقي ايجاد!! كرده است وبه يكي از ارگانهاي دولتي تحويل داده وپول حسابي هم به جيب زده است. جالب آنكه در فهرست مطالبش حتي نامي هم از پايان نامه صاحب مرده من نياورده است چراكه تنها نام پايان نامه براي رسواكردن كار صاحب اثر جديد كافي بود.

توضيح:همكلاسي و محقق محترم! شما كه خود مالكيت فكري خوانده ايد چرا؟؟

نتيجه اخلاقي:

حرمت امامزاده دست متولي است! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/07ساعت 2:7  توسط وکیل بانو | 

گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما    سایه دولت براین کنج خراب انداختی

پرونده اول: سريال روزگار قريب برگرفته از زندگي دكتر محمد قريب كه تاكنون قسمتهايي از آن پخش شده است وسازمان صدا وسيما در تهيه آن متقبل هزينه زيادي شده است مدتي است كه به طور غيرقانوني از يكي از شبكه هاي تلويزيوني فارسي زبان خارج از كشور پخش مي شود و مسئولان سيمافيلم قصد پيگيري قضيه       را دارند.

 توضيح: وقتي سريال فيلم يا برنامه اي با هزينه صداوسيما و براي پخش راديوتلويزيوني توليد مي شود حقوق مالكيت فكري آن اثر متعلق به سازمان صدا وسيما خواهد بود. يكي از حقوقي كه سازمان صداوسيما راجع به اثر مذكور دارد حق پخش اثر است و هر شبكه راديوتلويزيوني كه مايل به پخش اين اثر باشد بايد پس از كسب رضايت از صاحب اثر كه معمولا از طريق پرداخت حقوق مادي پخش به صاحب اثر است  اثر را پخش كند. براي احقاق حق در اين موارد دو راه حل كلي قضايي وغيرقضايي وجود دارد. راه حل قضايي مستلزم اقامه دعوا در كشور محل وقوع جرم  گرفتن دستورموقت مبني بر جلوگيري از ادامه پخش بدون مجوز سريال و دريافت غرامت و جبران خسارت است. راه حل ديگر استفاده از روشهاي جايگزين يا به عبارتي حل وفصل مسالمت آميز است كه شامل مواردي همچون داوري و ميانجيگري است. البته بدليل عدم عضويت ايران در كنوانسيونهاي بين المللي نظير كنوانسيون برن ورم و نيز بدليل عدم رعايت قوانين مالكيت فكري  دربسياري از موارد توسط صداوسيما در مورد آثار كشورهاي ديگر عملا امكان احقاق حق به طور موثر وجود ندارد.

 نتيجه اخلاقي: چيزي كه عوض دارد، گله ندارد!

 پرونده دوم: روز بيستم ماه رمضان براي گرفتن جواب اظهارنامه اي به مجتمع قضائي ....رفتم. با تصور اينكه آن روز هم مثل بقيه روزهاي رمضان مجتمع ساعت 9باز مي شود، ساعت 9جلوي مجتمع رسيدم و با عده زيادي كه تصوري مثل خودم داشتند مواجه شدم! گفتند به خاطر مراسم احياي ديشب  امروز ساعت 10 كارها شروع مي شود. بالاخره ساعت 9:30 درهاي مجتمع باز شد وتاساعت 10 صف طويلي پشت در اتاق اظهارنامه و...تشكيل شده بود. زن و مردهاي پيروجواني كه توي صف ايستاده بودند، نگران، عصبي ودرحال غرزدن به كل سيستم و نظام از پائين تا بالا بودند! وبر پدر ومادر كارمند بيچاره اي كه ساعت 10:15 سلانه سلانه ازراه رسيده بود لعنت مي فرستادند!!

نتيجه اخلاقي: كم شدن ساعات كار ادارات دولتي در ماه رمضان تاچند ساعت؟

                 عبادت به جز خدمت خلق نيست!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 16:29  توسط وکیل بانو | 

رواق منظر چشم من آشيانه توست     كرم نما و فرود آ كه خانه، خانه توست
    سلام:
مدتها بود كه مي خواستم وبلاگ مالكيت فكري راشروع كنم، اما گرفتاريهاي مختلف مانعم مي شد. به هر حال عزمم را جزم كردم تااين كار در شبهاي مبارك قدر كه شروع يك سال تقويمي جديد درپرونده اعمالمان است صورت گيرد ودر اين راه اورا وكيل خود مي گيرم كه بهترين وكيل است : 
يانعم الحسيب، يانعم الطبيب، يانعم الرقيب، يانعم القريب، يانعم المجيب،  يانعم الحبيب، يانعم الكفيل، يانعم الوكيل، يانعم المولي، يانعم النصير ( 52 دعاي جوشن كبير...)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/01ساعت 22:54  توسط وکیل بانو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مالكيت فكري يك رشته تحصيلي ياشغلي صرف نيست كه فقط افراد خاصي با آن سروكار داشته باشند.مالكيت فكري با زندگي همه افراد جامعه ارتباط دارد. بارها ديده ايم سي دي فيلمي كه هنوز روي پرده سينماست ويا هنوز روي پرده سينما هم نرفته خيلي ارزانتر از بليط سينما به فروش مي رود! كاست صداي خواننده اي كه هنوز درحال مذاكره براي گرفتن مجوز فروش وپخش است در بازار پخش شده وخواننده بينوا دستش ازهمه جا كوتاه وتازه متهم به همكاري با بازار قاچاق است! شعري كه بدون بردن حتي نامي از شاعر ان بارها از راديو وتلويزيون خوانده مي شود، داستان يا مطلبي كه بدون اجازه نويسنده ان در روزنامه يا مجله اي چاپ مي شود، يا ازروي آن فيلم ساخته مي شود، كتابي كه بدون اطلاع مولف ان ترجمه مي شود و فراتر از محصولات فرهنگي، طرح وجنس خاص يك كاغذ ديواري، نام تجاري شركتي كه كت وشلوارهايي باطرح وجنس ويژه اي عرضه مي كند، دستور تهيه سس سالاد در يك رستوران معروف، كه جزو اسرار ان رستوران است وحتي ميمون موتورسوار روي بسته هاي چي توز نيزهمگي از موارد مرتبط با شاخه هاي مالكيت فكري اند.
يكي از فارغ التحصيلان رشته حقوق مالكيت فكري تصميم دارد دراين وبلاگ اطلاعات و تجربه هاي مختصر خود را در مورد مالكيت فكري، وكالت ومسائل ديگر حقوقي به نگارش دراورد.

پیوندهای روزانه
دستبرد ناشر به میراث مؤلف
ترجمه های یغما و یغمای ترجمه ها
انتفاضه اینترنتی
"غیرقابل پخش ها"ی سیما بلوتوث شد
شکایت از گروه Coldplay برای کپی بودن آهنگ viva la vida
تشکر پائولو کوئیلو از سارقان آثارش
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
پیوندها
بي بي گل
دل نوشته هاي يك مادر
ابن محمود
يادداشت هاي يك دختر ترشيده
دانشگاه با طعم باران
مژگان بانو
زهرا
====حقوقي====
كانون وكلاي دادگستري
حقوق براي همه
سايت مالكيت فكري جهاد دانشگاهي
سايت دادخواهي
===========
جرس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM