مالکیت فکری
یادداشت های وکیل بانو از حقوق مالکیت فکری(معنوی) و زندگی
ای گل به شکر آنکه تویی پادشاه حسن با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
پرونده اول:
امسال به مناسبت روز جهانی مالکیت فکری ، همایش بزرگی توسط وزارت ارشاد در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار شد. همایشی که به چند دلیل با همایشهایی که تاکنون برگزار شده متفاوت بود: حضور اساتید برتر حقوق مالکیت فکری ، قضات و کارآموزان قضایی و حضور چشمگیر دانشجویان و فارغ التحصیلان مالکیت فکری از دانشگاههای مختلف و تقدیر از دانشجویان برتر و تمام کسانی که مقاله ارائه کرده بودند و سطح بالای مهمانان خارجی که یکی از آنها نماینده سازمان سیزاک ، بزرگترین سازمان مدیریت جمعی دنیا بود و تخصصی تر شدن سطح سخنرانیهای ارائه شده در هر پنل، یکسری از این تفاوتها بود. نکته مهم دیگر این بود که همیشه همایشهای روز جهانی به نام سازمان ثبت اسناد برگزار می شد در حالیکه در واقع متولی اصلی مالکیت ادبی هنری و بخش اعظم مالکیت فکری وزارت ارشاد است و امسال این همایش تماما توسط وزارت ارشاد برگزار گردید. همایش بسیار خوبی بود ولی ایراداتی هم داشت: طولانی بودن مدت زمان همایش و سخنرانیها ، طولانی بودن متن سخنرانیهای وزراء و مقامات رسمی، معرفی نشدن صحیح مهمانان خارجی و....
خوبی این همایشها تازه شدن دیدارها با اساتید مشهور مالکیت فکری و دانشجویان و فارغ التحصیلان است که تجربیات و نتایج زیادی هم بدنبال دارد.
همایش دیگری هم توسط انجمن ملی مالکیت فکری در تاریخ 10 و 11 اردیبهشت در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد که اهمیت زیادی داشت. در این همایش دو روزه سخنرانیهای تخصصی در زمینه مالکیت فکری ارائه شد و قرار است بعد از همایش مجموعه مقالاتی به یاد استاد طارمسری منتشر شود.
پیام امسال مدیرکل وایپو، آقای گری، به مناسبت روز جهانی مالکیت فکری حمایت از نوآوران و افراد خلاق و توجه به نقش مهم آنها در تغییر جامعه و روش زندگی است. متن کامل پیام آقای گری در آدرس زیر قابل مشاهده است:
http://wipo.int/ip-outreach/en/ipday/2012/dg_message.html
پرونده دوم:
چندی پیش یاهو که قبلا نیز از فیس بوک شکایت کرده بود ، مجددا در دادگاهی در شهر سن خوزه امریکا علیه فیس بوک برای نقض حقوق مالکیت فکری خود شکایت کرده است. یاهو در این شکایت مدعی شده است که فیس بوک ده مورد از اختراعات متعلق به یاهو و ثبت شده به نام یاهو را بدون مجوز استفاده کرده است.
یاهو مدعی شده کل مدل شبکه اجتماعی فیس بوک که به کاربران امکان می دهد نمایه های شخصی خلق کرده و با دوستان و آشنایان و کسب و کارهای مختلف در ارتباط باشند مبتنی بر فناوری شبکه اجتماعی یاهو بوده و از آن تقلید کرده است. فید خبری و تبلیغات ویدیویی از جمله دیگر امکانات فیس بوک است که یاهو می گوید حق اختراع آن را به نام خود ثبت کرده است.
فیس بوک هم مثل تمام متهمین این شکایت و ادعا را فاقد اعتبار می داند.
پرونده سوم:
برای پرونده ای به دادگاه
رفته بودم. قاضی چندبار با موکلم که تنها پیشش رفته بود، درگیر شده بود و این بار
من رفته بودم تا اگر سر آقای قاضی خلوت بود ، پرونده رو برایش توضیح بدم . قاضی
استاد دانشگاه و آقای دکتر بود.اتفاقا برخلاف همه قضاتی که دیده بودم هیچ پرونده
ای روی میزش نبود و خیلی راحت روی صندلی خودش تکیه داده بود و به بیرون پنجره خیره
شده بود. انگار که هیچ کاری نداشت. اجازه گرفتم در مورد پرونده ام صحبت کنم. قبول
کرد و کاملا موضوع پرونده یادش بود.
گفتم: آقای دکتر این مسلمه که کلاهبرداریه ، هیشکی به زن دائمش هم اینهمه چک نمیده تا چه رسه به یه زن صیغه ی ده روزه که کارمند بانکه. مشخصه که کلاهبرداریه. اصلا اگه اینقدر قضیه عاشقانه بوده چرا از همون اول که چک صادر کرده اینو عقد نکرده و گذاشته یک سال بعد فقط یه هفته عقدش کرده و بعد هم فسخ کرده. اصلا اگه اینقدر عاشقانه بوده چرا این رفته چکهارو اجرا گذاشته و....
آقای قاضی نگاهی به سرتاپام کرد و پوزخندی زد و گفت: شما خبر نداری دنیا دست کیه؟ مرد برای زن دومش همه کار میکنه ! اصلا زن دوم تاج سره و جاش طبقه بالاست و زن اول جاش طبقه زیر زمینه! زن دوم یه صفای دیگه ای داره و.....
حرفهای آقای قاضی ادامه داشت و من ترجیح دادم قبل از اینکه شصت تا شاخ روی سرم دربیارم ، جناب استاد رو با سخنرانی گیرایش در مورد زن دوم تنها بگذارم! احتمالا اون موقع هم که به بیرون پنجره خیره شده بود به زن دوم و طبقه بالا فکر می کرد!
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گلست و نبید
پرونده اول :علما و پخش فوتبال
یک بند در منشور فیفا درباره مسابقات ورزشی جام جهانی گفته است این مسابقات متعلق به همه مردم دنیاست و حتی حق فروش این مسابقات به شبکه های کابلی وجود ندارد و باید برای همه مردم دنیا آزادانه پخش شوند. علیرغم چنین تاکیدی مسابقات جام جهانی با قیمتهای گزاف توسط شرکتهای مختلف مرتبط با فیفا فروخته می شوند.
این اتفاق درباره مسابقات لیگ منطقه ای فوتبال هم تکرار می شود. برخی شبکه های بین المللی پخش مثل الجزیره امتیاز پخش منطقه ای مسابقات لیگهای معتبر و جذاب مانند لیگ فوتبال انگلیس، اسپانیا و ... را می خرند و به این ترتیب انحصارپخش را بدست می آورند و سایر شبکه ها برای خرید مجبورند به چانه زنی با قیمتهای خداتومنی بپردازند !
یه اتحادیه داریم به اسم " اتحادیه سازمانهای پخش رادیو تلویزیونی آسیا و اقیانوسیه " . چندساله دارند خودشون رو به در و تخته می کوبند که فیفا باید در این قضیه فعال تر عمل کنه و جلوی دستهای پشت پرده رو بگیره تا همه کشورها بتوانند با قیمتهای منصفانه مسابقات ورزشی لیگ های مختلف و ازجمله جام جهانی رو خریداری کنند و برای مردم کشورشان پخش کنند و دیگر کشوری مجبور نشه برنامه ها را به طور غیرمجاز پخش یا به عبارتی سرقت کند.
ظاهرا شبکه سه هم چندین بار برای خرید برنامه های ورزشی پای میز مذاکره با دلالان و صاحبان حق پخش مسابقات رفته که گاهی پس از مدتها چانه زنی مسابقات را خریده است و گاهی و در واقع اکثر اوقات (بناچار! ) مسابقات را گلچین کرده و بدون مجوز پخش کرده است.
همه اینهارو گفتم تا برسم به سئوالی که به تازگی از تعدادی مراجع حوزه علمیه در مورد پخش بدون مجوز برنامه های ورزشی شده است . سئوال این بوده است : نظر فقهي حضرتعالي درباره حكم شرعي «پخش تلويزيوني برنامهها و مسابقات ورزشي كه حق پخش آنها خريداري نشده است» چيست؟ هیچ کدام از مراجع چنین کاری را جایز ندانسته اند . متن کامل خبر را اینجا بخوانید.
نتیجه : این مساله پراز تعارض است. از طرفی "مالکیت" محترم است خواه مالکیت بر یک جوجه دو روزه باشد خواه مالکیت پخش مسابقات لیگ اسپانیا ! وقتی کسی مالک برنامه های ورزشی است نمیشود بدون اجازه اش و به بهانه اقبال و اشتیاق عمومی و یا گران بودن قیمت، مال متعلق به اونو سرقت کرد و به مردم داد . انگیزه های رابین هودی توجیهی برای جرم نبودن سرقت برنامه های ورزشی نیست !
از قدیم ندیما گفتن دارندگی و برازندگی ، حالا دور از جان ما ، یه کشور درپیت جهان سومی که فقط یه سازمان پخش رادیوتلویزیونی ملی داره و مثل الجزیره اونقدر پول نداره بتونه برنامه های لیگ رو گرون گرون بخره ، به بقیه ربطی نداره و مشکل خودشه !
از طرفی هیچ صاحب حقی نباید از حقوق خود به زیان دیگران استفاده کند یعنی نباید از حقوق خود سوء استفاده کند مثل الجزیره که اونقدر قیمتهارو دست بالا میگیره که هیچ کس نتونه بخره و انگیزه های مجرمانه رو برای سرقت میبره بالا !
از طرفی مسابقات ورزشی گاهی از نون شب هم واجبترن ! مگه میشه مردم مسابقات جام جهانی رو نبینند یعنی بعضیا که میرن خودشون رو جرواجر میکنند و فکر میکنند ناکام از دنیا رفته اند اگه نبینند ! به علاوه مگه فیفا تو منشور خودش نگفته این مسابقات متعلق به همه مردم جهان است و باید رایگان باشه ! همه اینا به کنار ، وقتی مثلا شبکه سه دست به جیب میره پای مذاکره و حاضره یه قیمت منصفانه ای بپردازه ولی طرف کوتاه نمیاد، آیا میتوان سراغ گزینه های دیگر رفت؟!!
و اما در آخر، خیلی جای خوشبختی است که پاسخ فقها و علما به این سئوال و در واقع نظر دین ما با اسناد و قوانین مالکیت فکری بین المللی بطور کامل مطابقت دارد و چقدر خوب است حوزه و فقها بیشتر از گذشته وارد مسائل روز جامعه و مسائل جدید حقوقی شوند.
پرونده دوم:بهار هم آمد
بوی بهار آمد، بنال ای بلبل شیرین نفس
ور پای بندی همچو من، فریاد می خوان از قفس
گیرند مردم دوستان، نامهربان و مهربان
هر روز خاطر با یکی ، ما خود یکی داریم و بس
پند خردمندان چه سود ، اکنون که بندم سخت شد
گر جستم این بار از قفس، بیدار باشم زین سپس
گر دوست می آید برم یا تیغ دشمن بر سرم
من با کسی افتاده ام کز وی نپردازم به کس
فریاد سعدی در جهان افکندی ای آرام جان!
چندین به فریاد آوری ، باری به فریادش برس
یک سال دیگر گذشت ، چند روز دیگه عید است و من پای در گچ منتظر سال نو!
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
پرونده اول :
" هایکو" کوتاهترین نوع شعر در دنیاست که توسط ژاپنی ها ایجاد شده است. سه خط بیشتر نیست، نه وزنی نه قافیه ای، با قواعد خاص خودش و تا حدی شبیه شعر نو. البته الان دیگه مختص ژاپن نیست و همه جای دنیا سروده می شود و کلی طرفدار هم دارد.مثال:
با عبور مار
کمر راست کرد
نرم نرمک علف !!
چندی پیش کتاب «شکوفههای گیلاس: هایکو از باشو تا امروز» توسط آقای عطا دانایی ترجمه و روانه بازار شد که مقدمه مفصلی در مورد هایکو ، تاریخچه آن، معروفترین شعرای آن و ... دارد و بعد از مقدمه اشعار ترجمه شده هایکو ارائه شده است. آقای سید علی میرافضلی، شاعر، نویسنده و محقق معاصر، که از جمله کسانی است که در زمینه هایکو صاحب تحقیق و ترجمه و آثار متعدد میباشد. به همراه چند نویسنده و محقق دیگر به ایشان اعتراض کرده اند که از مقالات، آثار و ترجمه های ایشان بدون حتی ذکر منبع به طور کامل و بدون هیچ دخل و تصرفی استفاده شده است و در واقع مترجم هیچ شعری ترجمه نکرده است و علاوه بر مقدمه تمام اشعار کتاب نیز ترجمه دیگران بوده است و بقول معترضین، تنها کار جدید در این اثر تقدیر و تشکر از همسرش بوده است!
برای آشنایی با جزئیات این سرقت ادبی اینجا را بخوانید: فاجعه در حوالی هایکو؛ ابعاد تازه یک سرقت ادبی
پرونده دوم :
طبق معمول سالی که گذشت ، وزارت ارشاد برای همایش ملی روز جهانی مالکیت فکری سال 91 فراخوان ارسال مقاله در زمینه های مختلف مالکیت فکری داده است. دوستی تماس گرفت و گفت از الان دست به کار بشین و مقاله هاتون رو آماده همایش کنید. همین دوست محترم سالهاست که درباره یک موضوع برای تمام همایش ها و سمینارهای مالکیت فکری مقاله می دهد و سخنرانی می کند و با وجود تکراری بودن کارش همه جا هم چاپ شده و کلی هم تحسین و تمجید و تقلید میشود! برای همایش امسال مقاله نسبتا خوبی فرستاده بودم و دبیر همایش هم چندبار با من صحبت کرده بود و حتی گفته بود بهتره توی همایش ارائه شود که نشد. چند ماه بعد از همایش که مجموعه مقالات همایش چاپ شد و بدستم رسید طبق معمول اکثر همایشهای اکثر وزارتخانه ها ، همه مقالات چاپیده شده! مربوط به مشاوران و معاونان وزراء و افراد به قول معروف اسم و رسم دار و کله گنده ای بود که اسم و رسمشون از خودشون و کارشون مهمتره!! یعنی نهایتا مسئولان هر همایش ترجیح می دهند دل کسانی را بدست آورند و مقاله کسانی را چاپ کنند که در آینده نه چندان دور بتوانند از وجود آنها در جهت نیل به اهداف دستگاه مطبوع استفاده مفید کنند! به دوست محترم گفتم: خیلی ممنون عطای مقاله را به لقای آن بخشیده ایم!
پرونده سوم :
مورچه شاد دنبالم می دوید. بخاطر ملافه باب اسفنجی که برای لحافش خریده بودم، خیلی خوشحال بود. هنوز به خونه نرسیده زمین خورد. صدای گریه تمام کوچه خلوت بعداز ظهر رو پر کرد. چونه اش شکافته بود و خون فوران می کرد و قلب من از جا کنده شده بود. چندتا بخیه خورد. تا یه هفته غصه می خوردم و میگفتم کاش بجای مورچه، من اینطوری شده بودم. تو همون یه هفته به سر نرسیده ، پام پیچ خورد و تا زانو رفت تو گچ ! داشتم غصه می خوردم و میگفتم کاش بجای پام ، دستم رو گچ گرفته بودن! جناب شوهر میگه: حالا بازم بگو تا یه بلای دیگه هم سرمون بیاد!
دختره یه کفش پوشیده پاشنه اش این هوا! یا اون کفش پاشنه نیم متری تو خیابون سربالای سربلندی بدوبدو میکنه هیچیش نمیشه اونوقت من بدبخت با کفش تخته صاف طبی تو خیابون صاف ، صاف صاف دارم راه میرم مچم صد و هشتاد درجه میپیچه ! قدرت خدا !!
فعلا با پای لنگ تو خونه افتاده ام و از آنجایی که بشدت معتقدم بعد از ازدواج دیگه نباید برای هر مشکلی عین بختک وبال گردن پدر و مادر شد نذاشتم مامانم بیاد پیشم. لنگ لنگان و به کمک جناب شوهر و مورچه کارهای خونه رو سروسامان میدیم. دم به دقیقه هم میگم : چاکرجناب خدا ! تا دوباره بلای جدید نازل نشود. شبها تا دیروقت بیدارم و کتاب میخونم تا حسابی خسته بشم و بدون خوردن قرص مسکن خواب برم . دلارام میگه : چقدر تو کله شقی.مگه میخوای مرتاض بشی اینقدر به خودت سختی میدی. مطمئنی کله ات به جایی نخورده؟! کتاب زمانی برای کشتن جان گریشام و دوره کتابهای تاریخ طبری و....چایی خوردنم نصف نصف شده چون نمیتونم راحت برم برای خودم چایی بریزم، این خودش عذاب الیم است!
بهناز همیشه میگه : عزیزم لبخند بزن که فردا روز بهتری نخواهد بود!
با دلارامی مرا خاطر خوشست کز دلم یکباره برد آرام را
هروقت حرف از کپی رایت و حفظ حقوق مولف در ایران می شد ، یکی دو تا از همکاران و همراهان می گفتند : ایران در زمینه کپی رایت شهر هرته !! مرور پرونده های زیر و گرفتن مچ فرد متخلف نشون میده زیاد هم شهر هرت نیست !
ظار داشته حداقل با او نیز قراردادی در این زمینه می بستند.او در مصاحبه ای گفته است : " .... به ده نمكي زنگ زدم وبه او گفتم توكه فيلم ات فروش ميلياردي كرده و به بازيگرانت هم كه دستمزد ميلياردي داده اي حداقلش اين بود كه بامن هم يك قرارداد مي بستی .... به جاي عذر خواهي به من مي گويد كاري كرده ام كه شعرت را چند ميليون نفر شنيده اند اصلا اگر من نخواهم كه شعرم را كسي بشنود چه كسي را بايد ببينم …اي كاش ده نمكي با رفقاي جانبازش هم رفتار درستي داشت .اي كاش همان رفتاري كه ده نمكي با شريفي نيا و هديه تهراني داشت با رفقاي جانباز و رزمنده اش هم داشت ... "
توضیح کامل رو اینجا بخونید.
پرونده دوم: یک مسابقه معماری توسط موسسه " هنر معماری" برگزار می شود. یکی از شرکت کنندگان به اسم خانم " شت یافته " در مسابقه با طرح " خانه سفید " رتبه اول مسابقه را کسب کرده و یک جایزه هشت میلیونی هم می گیرد. یک هفته بعد از اعطای جوایز ، تازه مسئولین و دست اندرکاران مسابقه متوجه می شوند ، طرح خانه سفید کپی عین به عین بازسازیِ انجامشده در آپارتمانی واقع در رومانی، در سال 2007 بوده است. یعنی حتی یه خط هم به طرح اضافه نشده بوده!
درضمن مدارک پروژه خیلی ناقص بود.تصاویر قبل از اجرا و حین اجرا و مدارک مربوط به تاسیسات و ...هیچ کدام موجود نبود. بعلاوه از یک سایت مرجع انتخاب شده بود و براحتی در دسترس همه بود. من حتی اسم پروژه را عوض نکردم. تصاویر پروژه حتی در صفحات اول جستجوی گوگل قابل دسترسی است.
این تفاوتی است که بین این کار و یک تقلب وجود دارد.فکر نمی کردم پروژه با وجود این همه نقص در مدارک حائز رتبه شود.ولی مطمئن بودم که توجهات را جلب می کند و من می توانم از این طریق مسائلی که در ذهنم هست را عنوان کنم. موضوع امکان تقلب و ارائه پروژه کپی شده در مسابقات معماری مدتها ذهن من را مشغول کرده بود وبه نظرم باید زمانی مطرح می شد.البته به دلیل جوانی و بی تجربگی آن را به بدترین شکل ممکن مطرح کردم.... هدف من از این اقدام، بیان بی پرده و صریح مسئله کپی کردن بوده. تا منجر به نقد این مسئله شود. این عمل در واقع کاریکاتور همان اتفاقی است که در ارتباط با بسیاری از پروژه ها می افتد. پروژه هایی که تکرار عین به عین پروژه اصلی نیستند اما در واقع کپی هستند. ساخته می شوند و در مسابقات شرکت می کنند و...لطفا به یاد داشته باشید که من پروژه را اصلا تغییر ندادم در حالی که می توانستم این کار را به سادگی انجام دهم...این تفاوتی است که بین این کار و یک تقلب وجود دارد. عدم صداقت در رفتار حرفه ای به هیچ طریقی قابل توجیه نیست.آیا اگر همین تصاویر مربوط به پروژه اصلی با اعمال اندکی تغییرات ارائه می شدند، اگر پروژه بطور دقیق مدلسازی می شد و در بخش کارهای اجرا نشده شرکت دادهمی شد و یا حتی پروژه ای با خصوصیات مشابه اجرا می شد، ایراداتی مثل نادیده گرفتن حق مالکیت معنوی اثر و عدم صداقت در رفتار حرفه ای به عنوان مهم ترین آنها در ارتباط با آن همچنان صادق نبود؟ "
به این در حقوق میگن انجام جرم با انگیزه شرافتمندانه ! یه چیزی تو مایه های روش های رابین هودی !!
توضیح کامل و مصاحبه با خانم رابین هود اینجا !
توضیح کامل را اینجا ببینید.
از اون به بعد هر وقت ماهی داریم میگه مامان ماهی قزل آلا لا لا لا داریم؟!
برچسبها: اخراجی های 3, مالکیت فکری, تقلب, معماری, قزل آلا, ده نمکی, جعفریان
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
پرونده اول : مخالف/موافق
از همون اولی که ساز کپی رایت رو تو دنیا زدند ، مخالف داشته ، موافق هم داشته . ایران هم مستثنی نبوده و نیست .
آقای قرائتی در یکی از سخنرانیهای خود کپی رایت را نوعی بخل علمی دانسته و در مذمت کپی رایت گفته اند: "... ما آدم داریم شعر میگوید و شعرهایش را به كسی نمیدهد. .. بخل علمی، چیزی بلد است به كسی یاد نمیدهد. من تعجب میكنم یك وقت یك كسی گفت: تو از من سرقت علمی كردی. گفتم چه؟ گفت: حرفهای مرا در كتاب خودت آوردهای. این سرقت است؟ بخل، حالا تلویزیون خوب شده است. یك وقتی شبكه یك فیلمهایش را به شبكه دو نمیداد. شیراز به اصفهان نمیداد. یك وقت مثلاً یك سیدی درست میكردند، میگفت: بر پدر و مادر كسی لعنت كه این را تكثیر كند. قفل میكردند. كد رویش میگذاشتند، رمز رویش میگذاشتند كسی رمزش را باز نكند. خیلی بخل مهم است. خیلی بخل مهم است... ".
آیت الله مهمان نواز (امام جمعه بجنورد)در حمایت از کپی رایت و لزوم رعایت آن از لحاظ شرعی گفته اند: " .... همانطور که دزدی حرام بوده، استفاده از اخبار نیز بدون ذکر منبع حرام است.... چه کسی که مال کسی را بدزدد و بدون اجازه مال دیگری را صاحب شود و چه فرد و یا رسانهای که خبری را بدون زحمت به دست آورده و آن را کپی و به خود منتصب کند، هر دو یک حکم را دارد اگر رسانهای خبری را از خبرگزاریها و یا رسانهها بر میدارند باید سند آن را نیز درج کنند، باید کسی که آن خبر را نوشته و نقل کرده اصل امانتداری را رعایت کرده و این مصداق حدیث نامرسل میشود … مهمترین سرمایه رسانهها صداقت و امانتدار بودن است و باید در انعکاس اخبار به منبع خبر نیز توجه کنند .... اخبار غیر مستند بیاعتبار بوده و قابل توجه نخواهد بود...".
پرونده دوم : چی توز ایرانی و چی توز آمریکایی ، نمونه ای از نقض کپی رایت
به این دو بسته بندی دقت کنید، نام هر دو محصول چی توز کرانچی است و هر دو شخصیت با عینک آفتابی بر روی اسکیت برد هستند ! رنگها هم که کاملاً یکی است؛ این شباهت اتفاقی نیست ! هست؟


مطلب بیشتر در خصوص این مسئله را اینجا بخوانید
| Design By : Night Melody |


